داستان مردی که با جن ها و شیاطین غذا می خورد!نترسینا!داستان مردی که با جن ها و شیاطین غذا می خورد!نترسینا!

سلام

من خیلی دنبال تاپیک موردعلاقه ام گشتم اما پیدانکردم لذا یک داستان که آشنایی برایم تعریف کرده می نویسم فقط کسانی که ناراحتی قلبی دارند نخوانند!


درزمانهای بسیار دور مردی زندگی می کرد که با پریان و جن ها ارتباط بسیار نزدیک ودوستانه ای داشت فردی تعریف می کرد یک روز دل به دریا زدم و گفتم:فلانی!این حرفها که درباره ی تو می زنند راست است؟!


مردنگاهی به ساعت انداخت و گفت:الان نزدیک ظهراست می خواهی بدانی آنها این جا هستند یا نه؟!

با این که ماجرا ترسناک بود اما برای رفع کنجکاوی هم که شده بود منتظرماند تا غذا را در ظرف بکشد!

درون بشقاب مقداری برنج و گوشت ریخت و مقداری دستش را بالا برد و گفت:بفرما!

غذا بین زمین و آسمان ناپدید می شد و ظرف خالی برمی گشت

هنوز حیرت تمام نشده بود که ماجرای دیگری هم نقل کرد:

درون ظرف آهنی غذا نمی خورند باید ظرف پلاستیک یا چوبی باشد

و بسم الله هم اول غذا گفته نشود وگرنه نمی خورند


این ماجرا با مردی که بسیاردل و جرأت داشت بیان شده است


....یه چیزی بخورم خودم بیشترترسیدم!


...